روایت منصور ضابطیان از همسفری با تکنولوژی در بیستمین رویداد فیناپ
منصور ضابطیان، نویسنده و روزنامهنگاری که طرفدارانش او را با رادیو هفت و سفرنامههایش میشناسند، در بیستمین رویداد فیناپ از نقطه تلاقی سفر و فناوری گفت. ضابطیان در این رویداد فناورانه که همواره نگاهش به بخشهای گوناگون فناوریهای مالی است، گفت: «نمیدانم در حال حاضر و شرایطی که در آن حضور داریم، آیا کسی وقت و فرصتی برای شنیدن از سفر، تکنولوژی و اقتصاد را دارد یا نه؟ با این حال، ما در خاورمیانه زندگی میکنیم و عادت کردهایم به شرایط نابهسامان.»

ضابطیان گفت: «من یک سفر برو حرفهای هستم و توانستهام از سفر رفتن کسب درآمد کنم. در دوران کودکی، سفر رویای من بود و خوشحالم که توانستهام این رویا را به حقیقت تبدیل کنم. روانشناسان معتقدند تعداد کمی از افراد شانس دستیابی به رویاهای خود را دارند و خوشحالم من هم یکی از افرادی هستم که توانستم به یکی از رویاهایم برسم.»
این نویسنده در ارائه خود با عنوان «چگونه با تکنولوژی همسفر شدم؟» به داستان اولین سفرهای خارجیاش اشاره کرد و گفت: «تلویزیون و سفر، دو رویای مهم من در کودکی بودند. اگر تلویزیون را کنار بگذاریم، به سفر میرسیم. یک روز گرم تابستان در اوایل دهه ۷۰، وقتی مشغول نوشتن بودم، یکی از دوستانم تماس گرفت و پیشنهاد کرد که با او به استانبول بروم. در آن زمان شرایط اقتصادیام اجازه نمیداد که سفری به خارج از کشور داشته باشم و این را با دوستم مطرح کردم. دوستم گفت که حنا در استانبول خریدار زیادی دارد و با فروش حنا میتوانیم هزینه سفرمان را به دست آوریم. ما با خودمان حنای بستهبندی شده بردیم اما تا روز آخر سفر، اقدامی برای فروش آن نکردیم و در روز آخر وقتی خواستیم حناها را بفروشیم، خریداری پیدا نکردیم و مجبور شدیم حناها را همانجا بگذاریم. این اولین شکست اقتصادیمان در سفر بود. ولی بعد از آن سفر، من فهمیدم که سفر رفتن کار سختی نیست و میتوان با هزینه دانشجویی هم سفر کرد.»
ضابطیان در روایت خود از تجاربش گفت. به گفته این نویسنده و روزنامهنگار، تجربیاتی که ما در سفرها به دست میآوریم گاهی خیلی ساده هستند مانند تجربه خوردن بستنیهایی که روکش بادام داشتند در سالهای ابتدایی دهه ۷۰ که حالا برای مردم ایران بسیار عادی است و هر کسی در زندگیاش بارها بستنی مگنوم که روکش بادامی دارد را خورده است. تجربه رستورانهای بینراهی در سفر به ترکیه برای ضابطیان جالب توجه بوده چون مردم ایران هر وقت از تجربه ناخوشایند رستوران میخواهند حرف بزنند از رستورانهای بینراهی یاد میکنند و تجربیات دیگری که این نویسنده در آن زمان به آنها فکر نمیکرد.
در قصهی سفرهای ضابطیان، خرید دیسکتهای رنگی در سفر به تایلند، قابل توجه است. به گفته این نویسنده و سفرنویس، در روزگاری که افراد اطلاعاتشان را با فلاپی جابهجا میکردند، خرید فلاپیهای رنگارنگ حس خوشایندی داشته است. او به اولین مواجههاش با کارت بانکی و دستگاه پوز اشاره کرد و گفت: «سال ۲۰۰۰ برای اولینبار به فرانسه رفتم و در فروشگاه برای نخستینبار با کارت خرید و دستگاه پوز آشنا شدم.» او همچنین استفاده از اینترنت در اتوبوسهای کرهجنوبی را یکی از عجیبترین مشاهدات خود در سفرهایش دانست و افزود: «وقتی تجربه سفرهایم را کنار هم میچینم، متوجه میشوم که برخلاف گذشته که فاصله تکنولوژیکی ما با دیگر نقاط جهان زیاد بود، حالا این فاصله زیاد نیست. هرچند که هنوز هم ثبات اقتصادی، کیفیت خدمترسانی و تفاوت دغدغه افراد در دیگر نقاط جهان، شگفتزدهام میکند.»
او از سفری گفت که اخیراً به سوئیس داشته و در آنجا مخزنهای هنر را مشاهده کرده است. به گفته این نویسنده و سفرنویس، سطح دغدغه و نحوه خدماترسانی در هر کجای این جهان متفاوت است بهطور مثال ژاپنیها معتقدند از وقتی فرد تصمیم میگیرد به دستشویی برود تا وقتی که به دستشویی میرسد، نباید بیشتر از ۳ دقیقه طول بکشد و این را در تعداد دستشوییهایی که در متروها و پارکهای این کشور وجود دارد، میتوان مشاهده کرد. نگاه ضابطیان به مسئله تفاوتهایی که در نقاط مختلف جهان وجود دارد اینگونه است که «شاید اگر ما در کشورهای دیگر به مدت طولانی بمانیم، با مشکلات آنها بیشتر آشنا شویم اما وقتی مدت کوتاهی در جایی هستیم، بیشتر نکات مثبت آنجا به چشممان میآید.» او معتقد است که «ما ایرانیها به شلوغی و بینظمی عادت کردهایم و برای آنکه راحتتر زندگیکنیم، بهتر است راهی پیدا کنیم تا از جبر جغرافیایی و شرایطی که در آن هستیم، لذت ببریم».

